قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
937
تاريخ الفي ( فارسى )
امارت آذربايجان موسوم گردانيد و سعيد بن حذيفه را ايالت حلوان « 1 » ارزانى داشت . امرا به موجب فرمودهء مختار عمل نموده بر سر مهمّات خود رفتند و از خلق بلاد و امصار بيعت مختار ستانده بساط معدلت گسترانيدند . « 2 » مختار نيز در كوفه به تأسيس قواعد عدل و داد پرداخته رسوم ظلم و بيداد برانداخت . و شريح را بفرمود كه به قضاء كوفه قيام كند . امّا چون او را به محبّت عثمان متّهم مىداشتند « 3 » اظهار بيمارى كرده خود را از آن امر معاف داشت . پس مختار منصب قضا را به عبد اللّه بن عتبة بن مسعود مفوّض داشت . « 4 » پس مختار اهل ظلم و جور را گوشمال مىداد . * * * [ جنگ يزيد بن انس ] و از جمله وقايع اين سال جنگ يزيد بن انس اسدى است با عبيد اللّه بن زياد كه از جانب عبد الملك بن مروان بر سر عراق مىآمد . تفصيل اين قضيّه در كامل التواريخ چنين ايراد نموده كه چون كار مروان حكم استحكام و استقامت يافت جيش بن دقيقى را بر سر حجاز به جنگ ابن زبير فرستاده بود و عبيد اللّه زياد را بر سر عراقيان . جيش در آن جنگ كشته شد و عبيد اللّه بن زياد - چنانچه سابقا قلمى گشت - با توّابين كه عبارت از لشكر سليمان بن صرد است جنگ كرد و سليمان را به قتل رسانيد . چون مروان با ابن زياد چنين وعده كرده بود [ كه ] هر جا كه فتح كند از آن او باشد و كوفه را سه روز غارت كند ، پس ابن زياد بعد از قتل سليمان متوجّه ولايت جزيره شد . آنجا از جانب ابن زبير ، قيس بن غيلان و زفر بن الحارث [ حاكم ] بودند . القصّه ؛ چون ابن زياد آنجا رسيد ميانهء ايشان يك سال تمام جنگ بود . اتفاقا در اين اثنا خبر فوت مروان و ولايتعهدى عبد الملك رسيد و عبد الملك به ابن زياد نوشت كه : تو به كار خود مشغول باش كه همان قرار كه پدرم به تو داده به حال خود است . امّا در اين اوقات مختار بر عراق مستولى شده و حاكم ابن زبير را از كوفه و ساير بلاد بيرون كرده ؛ بايد كه متوجه او شده نگذارى كه او قوّت گيرد . ابن زياد چون ديد كه مدّت يك سال شد كه در ولايت جزيره با قيس بن غيلان و زفر بن
--> ( 1 ) . حلوان : آخرين شهر عراق كه با بغداد پنج مرحله راه است ؛ - تقويم البلدان ، ص 351 . ( 2 ) . نخستين پرچمى كه مختار به عنوان امارت بست ، براى عبد اللّه بن حارث ، برادر مالك اشتر ، بود كه او را امارت ارمنستان داد . در خصوص ديگر امراى مختار در شهرهاى مختلف ؛ - الكامل ، ج 6 ، ص 84 . ( 3 ) . از جمله اتّهامات بر شريح اين بود كه پيام هانى بن عروه را به قوم وى نرساند تا هانى به دستور ابن زياد كشته شد . و نيز در نامهاى جعلى از طرف معاويه عليه حجر بن عدىّ شهادت دروغ داده بود . ( 4 ) . پس از اندك مدتى عبد اللّه بن عتبه نيز مريض شد و مختار ، عبد اللّه بن مالك طائى را به جاى او گماشت ؛ - الكامل ، ج 6 ، ص 85 .